چرا در احکام اسلام، مفهوم برده و کنیز وجود دارد؟

بستن


چرا در احکام اسلام، مفهوم برده و کنیز وجود دارد؟

Inline image 1

یکی گفت: مگر اسلام دین مهر و محبت و عشق نیست؟

همه گفتیم: آری.

گفت: پس چگونه است که اجازه‌ی نگهداری برده را امضاء کرده است؟

دیگری گفت: اصلاً برای من قابل قبول نیست که اسلام دینی مطابق فطرت و سرشار از آزادگی باشد و احکام برده و کنیز داشته باشد. چرا چنین است؟

دیگری گفت: آیا اجازه داریم کسی را از حق مالکیتش محروم می‌کنیم؟ حق مالکیت، به حق انسان بودن نزدیک است. به نظرم درست است که غرب و آمریکا تا قرن‌ها بعد هم درگیر برده داری بود، اما اگر اسلام دین حق است، باید به محض آنکه از سوی خدا نازل می‌شد، دستور می‌داد همه‌ی بردگان را آزاد کنند.

 

 


برده داری، عقلانی یا فطری است؟

سخن از وجود احکام برده و کنیز در اسلام شد.

یکی گفت: مگر اسلام دین مهر و محبت و عشق نیست؟

همه گفتیم: آری.

گفت: پس چگونه است که اجازه‌ی نگهداری برده را امضاء کرده است؟

دیگری گفت: اصلاً برای من قابل قبول نیست که اسلام دینی مطابق فطرت و سرشار از آزادگی باشد و احکام برده و کنیز داشته باشد. چرا چنین است؟

دیگری گفت: آیا اجازه داریم کسی را از حق مالکیتش محروم می‌کنیم؟ حق مالکیت، به حق انسان بودن نزدیک است. به نظرم درست است که غرب و آمریکا تا قرن‌ها بعد هم درگیر برده داری بود، اما اگر اسلام دین حق است، باید به محض آنکه از سوی خدا نازل می‌شد، دستور می‌داد همه‌ی بردگان را آزاد کنند.

استاد گفت: امروزه از نظر فقهی، برده وجود ندارد. چون برده، تنها در جنگی می‌تواند اسیر شود که امام معصوم (علیه‌السلام) به آن دستور داده باشد. ضمن آنکه اسناد دینی نشان می‌دهد اصل در اسلام، بر حرّیّت است و بردگی، تنها به علت شرایط مسئله‌ای خاص وضع شده است که به آن خواهیم پرداخت.  (2)

یکی گفت: به هر حال این احکام در دین وجود دارد و باید تحلیل شود.

استاد گفت: بله. همین طور است. اما با کمی صبر و دقت، خواهید دید که نه تنها این احکام، غیر انسانی نیست، بلکه بهترین راه در نوع خود بوده و زیباتر از این نمی‌شد عمل کرد. خواهید دید که به خاطر وجود چنین احکامی، نه تنها دچار تردید نمی‌شویم، بلکه می‌توان به لطف الهی و حقانیت دعوت رسول اکرم (صلی‌الله علیه و آله) بیشتر پی برد.

یکی گفت: به نظر من می‌رسد که بعید است بتوانیم دلیل موجهی بیاوریم اما ما به دنبال حق هستیم و اگر منطقی و عقلانی باشد، خواهیم پذیرفت.

سابقه برده داری در جهان

استاد گفت: بگذارید در مورد سابقه نگهداری برده در جهان تأملی کنیم. قبل از اسلام، برده‌داری به شیوه‌های ناجوانمردانه‌ای رایج بود. به قبیله‌ای حمله می‌کردند تا برده بگیرند؛ به برده‌ها ستم می‌کردند؛ گاهی برده را از غذا محروم می‌نمودند؛ او را می‌کشتند و به این راحتی‌ها هم برده‌ای را آزاد نمی‌کردند. اسلام به شدت در برابر این رفتارها ایستاد. از سوی دیگر، وضعیت برده‌داری و رفتار با بردگان در یونان و آفریقا و آمریکا و ... نیز بسیار فجیع بوده است.  (3)

Inline image 1

یکی گفت: یعنی خدا برای حذف برده‌داری هم برنامه داشت یا فقط روش آن را عوض کرد؟

بستن ورودی‌های برده داری

استاد گفت: اسلام همه‌ی ورودی‌های برده گرفتن را بست و خروجی‌های زیادی را باز کرد. تنها یک ورودی را باز گذاشت که در مورد علت آن هم سخن خواهیم گفت. این نشان می‌دهد برنامه‌ای برای حذف برده‌داری هم داشته است. ضمن اینکه اگر برنامه آزاد کردن نداشت، چرا این‌قدر تشویق به آزادسازی شده و کفاره بسیاری از گناهان، آزاد کردن بردگان قرار داده شد؟

دیگری گفت: مگر چه قدر این گناهان پیش می‌آید که اقدام به آزاد کردن بردگان شود؟

استاد گفت: کفاره خوردن عمدی روزه ماه مبارک رمضان، قتل خطایی، ظهار و ...  (4) مواردی نیست که اتفاق نیفتد. فقط آزاد کردن در برابر گناهان هم نیست. برده می‌تواند با صاحبش در کاری شریک شود و قرارداد ببندد و پس از کسب هزینه آزاد کردن خود، آزاد شود. یا اینکه اگر کنیزی از مالک خویش فرزنددار شود، علاوه بر اینکه آن فرزند آزاد است، خود مادر نیز در مرحله بعد آزاد می‌شود.

یکی گفت: گفتید که همه ورودی ها بسته شد به جز یک ورودی. آن ورودی چیست؟

استاد گفت: فقط در جنگ با کافران حربی با اذن امام معصوم (علیه‌السلام)، اسیران جنگی برده می‌شوند.

دیگری گفت: اگر اسلام می‌خواسته برده‌ها را آزاد کند، چرا آن‌ها را یکباره آزاد نکرده است و چرا یک ورودی به بردگی را (اسیران جنگی از کفار حربی) باز گذاشته است؟

کافران حربی و باز گذاشتن یک ورودی

استاد گفت: به جواب سؤال اول خواهیم رسید اما جنگ مورد نظر، جنگ با کفار حربی است که به مال جان مسلمانان حمله کرده و امام معصوم (علیه‌السلام) اجازه داده باشند که با آنان بجنگیم. حال اگر کسی امنیت سرزمینی و معنوی جامعه اسلامی را به خطر بیندازد یا جلوی گسترش صدای عدالت انسانی و اسلامی لشگر کشی کند، در صورت تشخیص معصوم (علیه‌السلام) که از نظر ما فرهیخته‌ترین انسان است و عاقلانه و منصفانه می‌اندیشد و اشتباه نمی‌کند، با آن‌ها وارد جنگ می‌شویم. بنابراین یک نقش بردگی، بازدارندگی از جنگ با مسلمانان است.

سلب مالکیت برده و عزت انسان‌ها

یکی گفت: به نظر می‌رسد سلب مالکیت، مورد پذیرش هیچ عاقلی نیست.

استاد گفت: اصل در اسلام بر آزادی انسان‌هاست اما به دلیل شرایط ویژه‌ای که خواهیم گفت، به طور موقت حق مالکیت از اسیر جنگی گرفته می‌شود.
یادمان باشد که در برخی مدل‌های بشر، سلب مالکیت داشته و داریم. در نظام کمونیستی همه چیز متعلق به دولت بود و برای هرکس بنا بر نیاز و صلاحدید هزینه می‌شد. روح فرهنگی این نظام با تغییراتی هنوز در کشور چین حکم‌فرماست. پدیده زندان نیز که امروزه شایع‌ترین ابزار کنترل جرم در جهان است، اجازه استفاده شخص از بیشتر املاکش را سلب می‌کند. ضمن آنکه ما هر مجرمی را برده نمی‌کنیم و نیز در برده‌داری هم برده می‌تواند با صاحبش قرارداد ببندد و مالک شود.

البته ما تفکر کمونیسم و نیز زندان به صورت امروزی را قبول نداریم و احکام برده و کنیز را با آن مقایسه نمی‌کنیم. دلایل ما بر دفاع از احکام اسلام مفصل است که به آن‌ها خواهیم رسید.

یکی گفت: اینکه می‌توانند یک انسان را خرید و فروش کنند، زشت نیست؟

استاد گفت: اسلام، ارزش انسان را به اندازه‌ی تمام هستی می‌داند. منظور از خرید و فروش برده، به طور قطع، خرید و فروش انسانیت نیست. بلکه خرید و فروش کار یک انسان و متعهد شدن نسبت به هزینه‌ها و نیازهای اوست. آن هم به خاطر مصلحتی موقت.

برده داری و آزادی معنوی

یکی گفت: سلب مالکیت برده با اختیاری بودن دین چه نسبتی دارد؟

استاد گفت: این سخن قرآن کریم که «اکراهی در دین نیست» (5) شامل بنده و آزاد می‌شود. ارزش دین‌داری، هیچ ارتباطی به برده و آزاد بودن ندارد. سلب مالکیت در بردگی، تنها یک قانون اجتماعی نسبت به اسیران جنگی است که به طور موقت به عنوان بهترین راه برای مصلحتی مهم استفاده می‌شود.
یکی گفت: برای آشنایی آنان با خانواده پر محبت دینی و تأمین معیشت آنان که مفصل به آن خواهیم پرداخت. دیگری گفت: یعنی برده مجبور نیست دین صاحبش را بپذیرد؟

استاد گفت: خیر. هیچ کس نمی‌تواند و حق ندارد عقیده‌ای را بر کسی تحمیل کند؛ چه برده باشد و چه مالک.

راه‌های چهارگانه برخورد با اسیر

گفتیم: مگر راه دیگری غیر از برده کردن نیست؟

استاد گفت: اگر کسانی از دشمن اسیر شوند، به چهار صورت می‌توان با آنان رفتار کرد: کشتن، رها کردن، نگهداری در زندان و نگهداری به صورت برده. کشتن، از نظر هر انسانی، سخت‌ترین و آخرین راه است. رها کردن اسیران، قطعاً می‌تواند زمینه ساز تهدید مجدد آنان نسبت به جامعه شود و زندان نیز، زمینه‌ساز بزه‌کاری و افسردگی و افزایش خشونت خواهد بود. اسلام در این موارد اجازه داده تا به تشخیص حاکم اسلامی و در جایی که مسئله تبادل اسیر ممکن نیست، اسیر به عنوان برده به خانواده های مسلمان که اخلاق اسلامی و الهی دارند وارد شود که اثرات فردی و اجتماعی آن را بررسی خواهیم کرد.

نگهداری اسیر در زندان و بردگی

یکی گفت: امروز در دنیا رایج است که اسیر جنگی عادی را در زندان یا اردوگاه اسرا نگهداری می‌کنند. اگر اسیر، از مهره‌های اصلی دشمن باشد، محکوم و کشته می‌شود یا به زندان‌های سیاسی فرستاده می‌شود. آیا نگهداری در اردوگاه یا زندان، بهتر از برده کردن و در بند کشیدن به صورت بردگی نیست؟ اگر من باشم، حاضرم به زندان روم اما به هیچ وجه برده نشوم.

استاد گفت: این به آن علت است که فضای وحشیانه و ناجوانمردانه‌ی برده داری غرب که در فیلم‌هایی همچون «گلادیاتور» به تصویر کشیده‌ شده است در نظر شماست.

Inline image 2

Inline image 1
یکی گفت: برده‌داری در اسلام چه تفاوتی با برده‌داری در غرب داشته است؟

استاد گفت: مسلمانان، کسی را به خاطر رنگ پوست یا نژاد یا حتی دینش برده نمی‌کردند. برده‌داری اسلام، اصلاَ قابل مقایسه با کارهای وحشیانه‌ای که خود سینمای غرب به تصویر کشیده است، نیست.

تعریف برده در اسلام

دیگری گفت: تصویر برده‌داری اسلام چگونه است؟

استاد گفت: برده‌داری مسلمین، این است که حق مالکیت را از انسانی که با مردم مسلمان به جنگ برخاسته بگیری تا او را در گذرگاه تربیتی دینی قرار دهی.

برده‌داری مسلمین این است که او، عضوی از اعضای خانواده‌ات شود و همچون تک‌تک اعضای خانواده‌ات، مورد محبتش قرار دهی و او نیز مانند دیگر اعضای خانواده‌ات کار و تلاش کند و تو مسئول تأمین نیازهای مادی و معنوی‌اش باشی. همه‌ی نیازهایش. حتی اگر او را مورد اعتماد یافتی، همسری شایسته برایش بیابی.

اما مهم‌ترین نقش برده شدن، تربیت تدریجی و هدایت به سوی حق برای برده با دیدن یک خانواده پر محبت و سرشار از معنویت اسلامی است. چرا که مهم‌ترین جزء فرهنگی جامعه اسلامی، خانواده است که متأسفانه امروز مورد بی‌توجهی قرار گرفته است.

یکی گفت: به راستی که خیلی تصویر زیبایی از عدالت و تربیت الهی است؛ اما این‌ها که گفتید، بیشتر به نظر افسانه می‌آید. آیا به راستی سندی دارید که اثبات کند در اسلام برده‌داری چنین بوده است؟

استاد گفت: ما قرار نیست اثبات کنیم مسلمانان چطور عمل کردند. مسلمانان خیلی جاها مخالف فرهنگ دینی خود رفتار نمودند. مهم این است که اثبات شود نظر اسلام به برده‌داری چنین است. متأسفانه رفتار کسانی که جریان ولایت الهی را منحرف کردند، از رفتار اسلامی فاصله زیادی داشت. پس قرار است نظر اسلام را مطالعه کنیم.

همگی گفتیم: آری. ما هم به دنبال همین هستیم.

اسناد تاریخی بر اخلاق برده داری اسلامی

استاد گفت: شواهد تاریخی نشان می‌دهد رفتار کسانی که از نظر ما الگوی دینداری هستند و حتی رفتارشان برای ما نمایانگر نظر دین است، به طور دقیق، همین بوده است. امیرمومنان (علیه‌السلام) دو لباس خریدند، یکی را که قیمتش سه درهم بود به غلام خویش دادند و لباس دو درهمی را برای خود برداشتند و فرمودند: تو جوان هستی و این لباس برای تو برازنده‌تر است. (6)
حضرت امام رضا (علیه‌السلام) که افتخار هر مسلمانی دیدن رویشان بود، با بردگان روی زمین می‌نشستند و غذا می‌خوردند.  (7)
در اسلام، برده یکی از اعضای خانواده محسوب می‌شد و مانند فرزندان خانواده با آن‌ها رفتار می‌کردند. تامین معاش برده لازم بوده است و در صورتی که صاحبش از این امر عاجز بود، از مالکیتش خارج می‌شد.

یکی گفت: این که می‌فرمایید آنان را همچون اعضای خانواده خود حساب می‌کردند، کلامی ذوقی است؟

استاد گفت: خیر. حقیقتاً منطق اسلامی همین است. پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) فرموده است: «آنان، برادران شما و کسانی هستند که باید رعایت حالشان را کنید. خداوند اختیار آنان را به دست شما داده است. پس هرکه اختیار برادرش در دست اوست، باید از غذای خود، او را سیر کند و از لباس خود به او بپوشاند و آن کاری را که توان ندارد، به او نسپرید و اگر سپردید، یاری اش کنید.»  (8)
بردگان آموزش می‌گرفتند و آموزش می‌دادند و به این کار تشویق می شدند.

خشونت طبیعی برده داری

یکی گفت: قبول ندارید که قوانین نگهداری برده به خودی خود موجب خشونت می‌شود؟

استاد گفت:

اول اینکه به طور طبیعی اعمال خشونت در میان اعضای خانواده کم‌تر از خشونت در زندان است.

Inline image 1

دوم اینکه اسلام به هیچ وجه و در هیچ یک از این دو مورد، مجوّز استفاده از خشونت نداده است.

سوم اینکه اگر بر حاکم اسلامی اثبات شود که کسی با برده‌ها بدرفتاری سنگینی دارد، حکم به فروش اجباری برده می‌دهد.

و چهارم اینکه احکامی داریم که در برخی شرایط که آزار مربوطه موجب اثر جسمانی خاصی شده، برده آزاد می‌شود.

اگر حق هرگونه تنبیه را به طور قانونی می‌گرفتند، اخلاق برده‌داری معنا نداشت و همه چیز پلیسی می‌شد و بی‌اخلاقی‌های پنهان شکل می‌گرفت. در ضمن، کسی سرپرستی برده‌ای را قبول نمی‌کرد چرا که ناهنجاری بردگان نیز زیاد بود؛ و به ناچار، داستان اسیران به زندان و مشکلات آن ختم می‌شد.

اسلام سعی کرده از طریق توصیه اخلاقی و در نهایت، اختیارات حاکم، این مسئله را کنترل نماید. می‌بینیم که بردگان تحت سرپرستی اهل بیت (علیهم‌السلام) وقتی آزاد هم می‌شدند، حاضر نبودند مولای خویش را ترک کنند. حتی در شرایط جنگی.  (9)

آزادی دفعی بردگان

یکی گفت: قبول کردیم که برده بودن بهتر از زندانی بودن است اما سؤال دیگرم این است: انسان‌های زیادی در هنگام ظهور اسلام برده بودند. این انسان‌ها با مسلمانان هم نجنگیده بودند. اگر اسلام دنبال آزاد کردن بردگان بود، چرا یکباره همه‌ی بردگان را آزاد نکرد یا اینکه مثل تحریم شراب، در چند مرحله کار را تمام نکرد؟

استاد گفت: اول اینکه راه‌هایی که اسلام برای آزاد شدن برده معرفی کرد، آن قدر زیاد بود که می‌بینیم بعد از چند قرن، بساط بردگی از اسلام کاملاً برچیده شد. دوم اینکه باید بپذیریم که از بین رفتن دفعی بردگی موجب می‌شد نظم اجتماعی و اقتصادی مردم آن روز کاملاً به هم خورده و زندگی از هم بپاشید.

یکی گفت: به این خاطر که می‌خواستند از بردگان کار کشند؟

استاد گفت: این، دلیل کم‌اهمیتی است. برخی بردگان، وظایف مهمی در جامعه بر عهده داشتند و از این جهت، رهاشدن یک‌باره آنان، جامعه را دچار مشکل می‌کرد. از سوی دیگر، بیشتر آنان با مناسبات اجتماعی آشنا نبودند و بعد از آزادی، توان تأمین مالی زندگی خود را نداشتند.

گوستاولوبون می‌گوید: «از آنجایی که بردگان از دیر زمان، تحت رقّیّت زیست کرده و در اثر زندگی طفیلی خود، بی‌تجربه و بی‌استعداد بار آمده‌اند.»  (10)
اما مهم‌تر از همه این‌ها، تفاوت عمیق فرهنگی و اجتماعی میان بردگان و دیگر افراد جامعه بود که می‌توانست موجب ایجاد اختلال بسیار جدی اجتماعی شود.
منتسکیو درباره رها ساختن دسته جمعی بردگان در یک زمان، چنین می‌نویسد: «آزاد کردن عده بی شماری از غلامان به وسیله وضع یک قانون مخصوص، صلاح نیست؛ زیرا موجب اختلال نظم اقتصادی جامعه می‌گردد و حتی معایب اجتماعی و سیاسی دارد. در جایی، بردگان که تعدادشان خیلی زیاد بود، قانونی وضع کردند که به موجب آن، هر کس از افراد آزاد عروسی کند، یکی از غلامان آزاد شده باید در شب اول عروسی با دختر تازه عروس بخوابد.» (11)

برای ممنوعیت شرب خمر و زنا و غیره مشکلات ثانوی وجود نداشت ولی اگر قرار می‌شد بردگان را یکباره آزاد کنند این افراد نه پول داشتند و نه کار و نه مسکن، با این فرمان، فقط این افراد در کوچه و خیابان سرگردان می‌شدند. در مجموع روشن است که اجازه خرید و فروش بردگان به معنای موافقت اسلام با برده کردن انسان‌ها نیست زیرا اجازه خرید و فروش بردگان باعث نمی‌شد افراد بیشتری برده شوند. ضمن آنکه آزاد نشدن یک‌باره بردگان آن هم جایی که هم به بردگان و هم به جامعه آسیب می‌زند، موافقت با برده‌داری نیست. اسلام با برنامه‌ای منطقی پیش رفت. این نکته را هم فراموش نکنید که اگر انحراف سقیفه در میان مسلمانان به وجود نمی‌آمد، اگر جنگ‌هایی به نام اسلام اما بدون اذن معصوم صورت نمی‌گرفت، تعداد برده‌ها با سرعت بسیار بیشتری به صفر می‌رسید اما عملکرد اشتباه برخی مسلمانان را نمی‌توان به دوش اسلام نهاد.

امکان بهره برداری جنسی از کنیز

یکی گفت: خدا را شکر می‌کنم که حقیقت را آن‌قدر که دوست داشتم، فهمیدم. زیبایی و عقلانی بودن احکام برده‌داری برای من روشن شد اما چیزی که سال‌ها برایم سؤال بوده است، اجازه بهره برداری جنسی از کنیز است. چرا باید اجازه بهره برداری جنسی از زنی که در میدان جنگ اسیر شده است را به مالکش دهند؟

دیگری گفت: این سؤال، وقتی جدی‌تر می‌شود که اجازه کنیز هم در این ارتباط لازم نیست و صاحبش می‌تواند بدون رضایت او، به او تجاوز کند. می‌دانیم اگر زن واقعاً تمایل به ارتباط نداشته باشد، این ارتباط برای او بدترین شکنجه خواهد بود.

استاد گفت: کنیز مجبور به تمکین نیست. می‌تواند از این کار جلوگیری کند. چون مولا حق شکنجه ندارد، حق قطع کردن غذای او را هم ندارد. البته به کنیز گفته‌اند در دایره وسع خودت باید تبعیت کنی اما جایی که نمی‌تواند، مولا حق اجبار کردن ندارد.

ارتباط همراه با خشونت با کنیز

یکی گفت:‌ اگر بخواهد با بستن دست و پای کنیز با او ارتباط برقرار کند چه؟

استاد گفت: سؤال بسیار خوبی است و باید مفصل درباره آن گفت و گو کنیم. ابتدا توجه کنید که مگر در خود ازدواج، وقتی زن آمادگی نداشته باشد و مرد هم تدبیر نداشته باشد، چنین اتفاقاتی نمی‌افتد؟ مگر در زندان‌هایی که همه زندانیان هم زن هستند، مشکلات مشابه اتفاق نمی‌افتد؟ بازهم به طور  اسلام بنا دارد با اخلاق از این مشکلات پیش‌گیری کند زیرا اگر می‌خواست این آفت‌ها را با قانون حل کند، مشکلات بسیار اساسی پیش می‌آمد.

یکی گفت: چه مشکلاتی؟

استاد گفت: شما اگر می‌خواستید قانون وضع کنید، چه می‌گفتید؟

یکی گفت: چه می‌شد اگر اجازه کنیز را شرط می‌دانستند؟ به عبارتی مثل دیگران ازدواج می‌کرد.

استاد گفت: شما ببینید در جامعه ما بسیاری از دختران که موقعیت اجتماعی و فرهنگی خوبی هم دارند، موفق به ازدواج نمی‌شوند. حال اگر بخواهید زنان اسیری را که متعلق به فرهنگ دیگری بوده و اکنون نه تنها از نظر مادی و جسمی به شدت ضعیف هستند، از نظر روحی هم به خاطر جنگ و ... آسیب دیده‌اند، به ازدواج مردان ساکن این سرزمین در آورید، در عمل ممکن خواهد بود؟

او گفت: خیر. ممکن نیست.

استاد گفت: پس باید اختیاراتی به سرپرست او داده شود. در غیر این صورت، کسی کنیز را به خانه خویش نمی‌برد و راه به همان زندان منتهی می‌شد.

یکی گفت: می‌گفتند کنیز را به خانه برد اما تا زمانی که امکان ازدواج آگاهانه کنیز با کسی فراهم نشود، حق برقراری ارتباط جنسی نداشته باشد.

استاد گفت: این موضوع در عمل غیر ممکن است. نمی‌توانید زن و مرد نامحرمی را در کنار هم و در یک خانه و یا در یک اتاق قرار دهید و بگویید حق ارتباط ندارید. اسلام می‌گوید اگر قرار نیست ارتباطی باشد، نباید در یک اتاق باشند تا در کشمکش روحی قرار گیرند. اما اگر اجازه زندگی کردن طولانی مدت با هم به آنان دادی و از هر نوع ارتباط جنسی با سرپرستش محروم کردی، موجب شکل‌گیری ارتباطات مخفی و به عبارتی عصیان‌های مخفی نسبت به خداوند بزرگ و حس هنجارشکنی اجتماعی می‌شوی. اگر چنین دستوری می‌دادند، بسیاری از مسلمانان از ترس مبتلا نشدن به گناه، هرگز کنیزی را با خود نمی‌بردند و دوباره مسیر منتهی به زندان می‌شد.

یکی گفت: پس کنیز باید از ازدواج با همسر شایسته محروم ماند؟

استاد گفت: خیر. اول اینکه به خریدار کنیز توصیه می‌کند که هم سن و متناسب با کنیز باشد و اگر پیر است و کنیز جوان، آن را به سرپرستی جوان بفروشد. دوم اینکه اسلام به شدت به همین سرپرستان توصیه صریح دارد که کنیزان و بردگان را همچون جوانان خودتان به ازدواج در آورید.  (12)

باید یا کنیز را به زندان می‌فرستاد و معلوم نبود چند سال او را در معرض ضربه‌های شدید روحی قرار می‌داد و یا باید

یکی گفت: پس منظورتان این است که چاره ای نیست از مواجهه برخی کنیزان با ارتباط اجباری؟

استاد گفت: خیر. نکات دیگری نیز هست. فرض این است که آنکه کنیز را می‌خرد اگر انسان اخلاقی‌ای هم نباشد، انسان حسابگری است. هر مرد صاحب خردی می‌داند اگر به کسی که می‌خواهد با او ارتباط داشته باشد فرصت ندهد و با روش‌هایی که اسلام برای ابراز علاقه و مقدمه‌سازی ارتباط توصیه کرده است تمایل ایجاد نکند، محبتی در ارتباط شکل نمی‌گیرد و به علت ایجاد اسپاسم‌ها، هیچ لذت جنسی هم برایش نخواهد داشت. و مهم‌تر آنکه مصداق آزار بنده‌ای از بندگان خداست و حرمت و جهنم به دنبال دارد. و یادمان باشد فرض اولیه این است که مخاطب احکام الهی، نفهم و ستمگر نیست. نکته دیگر اینکه وقتی کنیزی از سرزمینی دور به اسارت آمده و همه نزدیکان او یا کشته و یا به اسارت رفته‌اند، تکیه‌گاهی ندارد و به راحتی با لمس محبت و کرامت اخلاقی یک مسلمان، جذب او می‌شود. از این رو است که گزارش تاریخی‌ای مبنی بر اینکه کنیزی حاضر به ارتباط نباشد، نداریم. نکته دیگر اینکه وقتی ارتباط جنسی صورت گیرد، بچه‌ای که به دنیا می‌آید، حر خواهد بود و به محض وفات مولا، موجب آزاد شدن مادرش(کنیز) خواهد شد. یادمان باشد که کنیز هم باید به صورت انسانی و اسلامی و در محیطی سرشار از مهر و فضیلت، پتانسیل‌ها و نیازهای جنسی‌اش شکوفا شود.

Inline image 4

نکته دیگر اینکه اگر وجوب تمکین زن از شوهر را هم از قوانین حذف کنیم، هم مخالف روحیه «ناز دوستی» زن است و هم مرد به خاطر ویژگی‌های خاص وجودی‌اش آسیب روحی می‌بیند. اینجا هم جای توصیه‌های اخلاقی است و نمی‌توان برای یکی دو بار بی‌میلی زن برای ارتباط، مجازاتی برای مرد قرار داد. البته مردی که نتواند در زن انگیزه ایجاد کند، خیلی بی لیاقت است و اگر حاکم شرع تشخیص دهد که ارتباطی تنها موجب آزار زن می‌شود، می‌تواند حکم به جدایی نماید.


==============================

======================
پی نوشت ها:

1- با استفاده از محضر استاد مزروعی (حفظه الله)

2- أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام: «أَيُّهَا النَّاسُ، إِنَّ آدَمَ لَمْ يَلِدْ عَبْداً، وَلَا أَمَةً، وَإِنَّ النَّاسَ كُلَّهُمْ أَحْرَارٌ، وَلكِنَّ اللَّهَ خَوَّلَ بَعْضَكُمْ بَعْضاً، فَمَنْ كَانَ لَهُ بَلَاءٌ فَصَبَرَ فِي الْخَيْرِ فَلَا يَمُنَّ بِهِ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ؛ أَلَا وَقَدْ حَضَرَ شَيْ‏ءٌ وَنَحْنُ مُسَوُّونَ فِيهِ بَيْنَ الْأَسْوَدِ وَالْأَحْمَرِ» (ابن قارياغدى، محمد حسين، البضاعة المزجاة (شرح كتاب الروضة من الكافي لابن قارياغدي)، ج‏1، ص: 614، دار الحديث - ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1429 ق- 1387 ش.)

3- نظر فلاسفه مشهور یونان درباره تفاوت ذاتی بردگان و آزاد ها را ملاحظه فرمایید.

4- موارد آزاد شدن بردگان را از کتاب اللمعه الدمشقیه آورده ایم:
قانون (عتق الكفارة): كفارة الظهار، كفارة الإيلاء، كفارة الإفطار، كفارة خلف النذر، أو العهد، أو اليمين، كفارة الجزع المحرم في المصاب، كفارة ضرب العبد، كفارة القتل
قانون (الخدمة): إذا خدم العبد المؤمن مولاه سبع سنين فهو حر
قانون (الإقعاد، و العمى و الجذام): أنها أسباب قهرية لانعتاق الرقيق
قانون (الاستيلاد)
قانون (التدبير)
قانون (الكتابة) المشروطة و المطلقة
قانون (السراية) أي سراية العتق إلى بقية أجزاء العبد لو عتق منه بعضه
قانون (تملك الذكر أحد العمودين أو المحارم من النساء)
قانون (تملك الأنثى أحد العمودين)
قانون (إسلام المملوك قبل إسلام مولاه)
قانون (تبعية أشرف الأبوين)
قانون (التنكيل)
تلك قوانين سنها الإسلام بصدد تحرير العبيد و هي كثيرة سوف ندرسها في هذا الكتاب. هذا فضلا عن القوانين التي سنها الإسلام لشراء العبيد و إعتاقهم كما في باب الزكاة يشتري بمال الزكاة ما أمكن من الأرقاء و يعتقون. و في باب الميراث إذا مات أحد و لا وارث له سوى مملوك للغير يشترى منه ليرث. و أمثال ذلك أيضا كثيرة
(عاملى، شهيد ثانى، زين الدين بن على، الروضة البهية في شرح اللمعة الدمشقية (المحشّى - كلانتر)، ج‌6، ص: 229، كتابفروشى داورى، قم - ايران، اول، 1410 ه‍ ق)

5- لاَ إِکْرَاهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى لاَ انْفِصَامَ لَهَا وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ‌ در قبول دین، اکراهی نیست. (زیرا) راه درست از راه انحرافی، روشن شده است. بنابر این، کسی که به طاغوت [= بت و شیطان، و هر موجود طغیانگر] کافر شود و به خدا ایمان آورد، به دستگیره محکمی چنگ زده است، که گسستن برای آن نیست. و خداوند، شنوا و داناست. ﴿البقرة، 256﴾

6- الغارات (ط - القديمة)، ج‏1، ص: 66

7- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الصَّلْتِ عَنْ رَجُلٍ مِنْ أَهْلِ بَلْخٍ قَالَ: كُنْتُ مَعَ الرِّضَا ع فِي سَفَرِهِ إِلَى خُرَاسَانَ فَدَعَا يَوْماً بِمَائِدَةٍ «1» لَهُ فَجَمَعَ عَلَيْهَا مَوَالِيَهُ مِنَ السُّودَانِ وَ غَيْرِهِمْ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ لَوْ عَزَلْتَ لِهَؤُلَاءِ مَائِدَةً فَقَالَ مَهْ إِنَّ الرَّبَّ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَاحِدٌ وَ الْأُمَّ وَاحِدَةٌ وَ الْأَبَ وَاحِدٌ وَ الْجَزَاءَ بِالْأَعْمَالِ. الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏8، ص: 230

8- هم إخوانكم و‏ خَوَلُكم‏ (کسانی که باید مراعات شوند) جعلهم اللَّه فنية تحت أيديكم فمن كان أخوه تحت يده فليطعمه من طعامه و ليلبسه من لباسه و لا يكلّفه ما يغلبه فإن كلّفه ما يغلبه فليعنه (پاينده، ابو القاسم، نهج الفصاحة، ص174، دنياى دانش - تهران، چاپ: چهارم، 1382ش.)

9- اللهوف، ص109

10- گوستاولوبون، تمدن اسلام و عرب، ص ۴۸۲

11- منتسکیو، روح القوانین، ص ۴۲۸، (تهران: امیر کبیر، چاپ هفتم، ۱۳۵۵)

12- وَ أَنْکِحُوا الْأَيَامَى مِنْکُمْ وَ الصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِکُمْ وَ إِمَائِکُمْ إِنْ يَکُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ‌ ﴿النور، 32﴾ مردان و زنان بی‌همسر خود را همسر دهید، همچنین غلامان و کنیزان صالح و درستکارتان را؛ اگر فقیر و تنگدست باشند، خداوند از فضل خود آنان را بی‌نیاز می‌سازد؛ خداوند گشایش‌دهنده و آگاه است!