کمی از اسرار ولایت 1

بستن


 

تعریف ولایت چیست؟

ولایت به معنای سرپرستی است

یک سوالی پیش می آید که آیا کسی می تواند بر دیگری سرپرستی داشته باشد ، حیطه این سرپرستی چقدر است؟

انسان ها ولایت گریزی طبیعی دارند فرض کنید اگر انسان ها ولایت را بپذیرند ولایت خودشان را بر دیگران می پذیرند نه ولایت کسی را بر خودشان  فرض کنید این احساسات جایگاه اساسی را دارد بعدا جایگاه آن را بحث می کنیم

اولین نقطه به این بحث این است که آیا چیزی که در واقعیت حیات اجتماعی دیده می شود غیر ولایت مدارانه است؟آیا آدم ها الان بریکدیگر ولایت و سرپرستی به هر معنایی ندارند ؟ ببینید ما در کدام فضا داریم صحبت می کنیم آیا ولایت هایی که ناشی از علم،ثروت و .... است وجود ندارد ما در جامعه ای زندگی می کنیم که این ولایت ها وجود دارد و این ولایت ها دارد اعمال می شود

ادامه مطلب .....

ول باید بدانیم رابطه ولایت با محبت چه رابطه ای دارد اعتقاد به امام حسین چه رابطه ای با محبت دارد

یک محبت ما داریم که محبت اولیه است قبل از پذیرش ولایت که بر اساس فضیلت اهل بیت است این محبت ، محبت خوبی است چون امام حسین مظلوم و مهربان است به ایشان محبت داریم این محبت بر اساس فضیلت است این محبت تمام ارزشش به این است که مقدمه ای برای پذیرش ولایت بشود بعد از درک ولایت محبت دیگری پدید می آید که خیلی بیشتر از محبت به امام علی(ع) است بر اساس فضایل که برای حضرت بر می شمارند این محبت غیر قابل بیان است آنجا هست که اوج عشق را می توان چشید

حالا می رویم سراغ بحث اصلی

تعریف ولایت چیست؟

ولایت به معنای سرپرستی است

یک سوالی پیش می آید که آیا کسی می تواند بر دیگری سرپرستی داشته باشد ، حیطه این سرپرستی چقدر است؟

انسان ها ولایت گریزی طبیعی دارند فرض کنید اگر انسان ها ولایت را بپذیرند ولایت خودشان را بر دیگران می پذیرند نه ولایت کسی را بر خودشان فرض کنید این احساسات جایگاه اساسی را دارد بعدا جایگاه آن را بحث می کنیم

اولین نقطه به این بحث این است که آیا چیزی که در واقعیت حیات اجتماعی دیده می شود غیر ولایت مدارانه است؟آیا آدم ها الان بریکدیگر ولایت و سرپرستی به هر معنایی ندارند ؟ ببینید ما در کدام فضا داریم صحبت می کنیم آیا ولایت هایی که ناشی از علم،ثروت و .... است وجود ندارد ما در جامعه ای زندگی می کنیم که این ولایت ها وجود دارد و این ولایت ها دارد اعمال می شود

راستش این است که آدم ها باهم تفاوت دارند مانند سن ، اخلاق ، فرهنگ و.... این تفاوت ها موجب می شود آدم ها با یکدیگر در یک نظام تسخیری ارتباط برقرار کنند آن کسی که می تواند قصابی کند من باید به او مراجعه کنم آن کسی که می تواند خیاطی کند باید به او مراجعه کنم

خدا انسان ها را کامل نیافریده است باید برتری یکدیگر را در اموری بپذیرند و می پذیریم ما در یک نظام تسخیری زندگی می کنیم و به هم دیگر احتیاج داریم به هم دیگر خدمت می کنیم و باید به خدمت هم دیگر د ربیاییم مجبوریم ریاست همدیگر را به این نوع بپذیریم

یکی از توانا یی هایی که موجب تفاوت می شود توانایی در اداره آدم ها است بعضی ها این توانایی دارند بعضی ها این توانایی را ندارنداین توانایی نوعا با تقاضاهایی همراه است یک کسی که استعداد ریاست شدن را دارد باید جایی آن را خرج کند مدیریت یک استعداد ذاتی است این نیست که با چهار سال درس خواندن یک مدیر موفق شد به این مثال خوب توجه فرمایید:

خودتان را فرض کنید که با جمعی از دوستان می خواهید به کوه بروید خودبه خود یک نفر داخل تان پیدا می شود که دستور می دهد که چه کا رکنید و چه نباید کنید در بین شما یک کسی هم می آید و مخارجی را که خرج می شود حساب می کندکه به اصطلاح ماد رخرج گفته می شود و.... خلاصه هرکدام یک مسئولییتی را قبول می کنید هرکدومتان بنا به توانایی هایتان مسئولیتی را قبول می کنید

به ما یاد نمی دهند یک رئیس را چگونه ریاستش را بپذیریم کسی به ما یاد نداده است زیر دست خوبی باشیم

فکر نمی کنید من الان یک کمی اهانت می کنم که زیر دست خوبی باشید، یکم تلخ نیست این حرف!

درست تلخ هست در حالی که همه ی ما در هر جایی جذب بشویم بدون تردید رئیس خواهیم داشت توی هر جامعه ای هم زندگی کنید این اتفاق می افتد چرا نمی خواهیم این واقیعت را ببینیم چرانمی خواهیم تفاوت بین خودمان را درک کنیم من نمی خواهم کسی را تحقیر کنم این طبیعت ماست مگر شما به دکتر مراجعه میکنید تحقیر می شوید یا بنده به یک خیاط مراجه می کنم تحقیر می شود نه چنین چیزی نیست چرا در موردش زیاد فکر نمی کنیم ؟

یکی از ریشه ها طبیعی و اساسی بحث ولایت این است که ما و شما باید بپذیریم ولایت امری است که در زندگی و جامعه ما به صورت طبیعی جریان دارد و ما مدام تحت ولایت هستیم و خودمون هم سهمی از ولایت به دیگران پیدا خواهیم کرد نباید نسبت به این تعارض کرد

ما فرهنگ دستور پذیری و کارکردن را نداریم ولی توی کشورهای دیگر این چنین نیست الان توی ایران یک کسی به رئیسش خوب برسد به طرف می گوییم او چاپلوس است و....

اصلافرض می کنیم خدا شما را ازنظر استعداد بیست آفریده است وشما را در همه چیز بالاتر خلق کرده است ولی این آقا زودتر از شما به دنیا آمده و با این که استعدادش از شما کمتر است رئیس شما توی دانشگاه شده است این چرخش طبیعی وجود دارد

پس نظام اجتماعی یک نظام تسخیری است این تفاوت آیا در دین ممکن است ؟بله سوره انعام آیه 87

راز ولایت اصلش برمی گردد بر تفاوت هایی که بین ما ها است آیا تفاوت ها را می پذیریم بخشی از تفاوت ها بحث قدرت سرپرستی است

بقیه بحث را در روزهای بعد مورد بررسی قرار می دهیم

دوستان لطف کنند متناسب با بحثی که داریم سوال بفرمایند نه جلوتر از بحث

یا علی

..


این ها را هم اگر دوست داشتی نگاه کن !!!!