کمی از اسرار ولایت 2

بستن


آیا ما می توانیم یک انسان را بر سرنوشت دیگر انسان ها حکمفرما کنیم؟ در مقابل این سوال دو سوال پیش می آید که اولا چه حقی داریم این کار کنیم ثانیا چه دلیل دارد که فساد برطرف شود

اگر یک فردی بر جامعه بشری حکم فرمایی کند دیکتاتوری پدید بیاید از کجا معلوم است حق را رعایت بکند؟ سوال بعدی این که از کجا حق پیدا کرده که این حکومت را داشته باشد ؟

منطق اکثریت بر اقلیت درست است ؟ من باید زیر بار اکثریت بروم؟ از زیر فشار طاغوت در آمدم بیرون که یک دیکتاتوری فردی است و حالا بروم زیر بار دیکتاتوری اجتماعی.

 

 

بسم الله الرحمن الر حیم

سلام

بحث را بدون هیچگونه مقدمه ای پیش می بریم

تا اینجا که نشان داده است شما این نظام تسخیری را پذیرفتید حالا یک سوالی از شما دارم آیا ما باید داخل این جامعه انسانی که نظام تسخیری وجود دارد ظلم ها ، رقابت ها، حسادت ها و .... را بپذیریم آیا انسان نمی تواند داخل این نظام درست زندگی کند ؟ اگر بگویید بله تا اینجا شما با آدم غربی یک تفاوتی پیدا کرده اید چون به آدم های غربی القا شده است که ظلم هایی که بهشون می شود را بپذیرند بذارید مثالی بزنم در غرب بی حجابی است یک نسل جوانی چه مرد باشد چه زن می آیند و در جامعه توانایی هایی دارند که نسل قدیمی ندارد این ها با برهنگی فرهنگی که در آن جا وجود دارد دیگر انسان های جامعه خودشان را به رقابت می کشانند و به آن ها ظلم می کنند و هر کی این ظاهر را نداشته باشد از چشم می افتد تحقیر می شود و زن غربی ، زن افسرده ای است می داند            دو رانش گذشته است این را می پذیرد 30یا 40سالش که شد این دیگه بدرد هیچ کاری نمی خورد محرومیت را می پذیرد پیرمرد و پیر زن غربی انسان های تنهایی هستند اکثریت آنها دارند تنها زندگی می کنند این نظام را با ظلمش پذیرفته است غرب به آنها القا کرده است که وقتی توان رقابت نداری باید از جامعه حذف شوی تو دیگر هیچ امتیازی نداری اصلا تو غرب بی حجابی را ظلم نمی دانند رقابت را ببینید چقدر زشت به ترسیم می کشند بدون محدودیت عداوت ها را ببینید چقدر راحت جریان پیدا می کند این یک نمونه اخلاقی – فرهنگی بود

نمونه اقتصادی آن را بگویم :کی گفته که هر کی پول بیشتر داشته باشد اجازه دارد بر مقدرات جامعه بشری حکمفرما یی کند ما این را بهش می گوییم ظلم آن ها می گویند نه این ظلم نیست این قانون سرمایه آزاد است دفاع از مالکیت شخصی ، این ظلم نیست کارخانه اش را می خواهد نگاه دارد

این ها نمونه هایی بود از این که در غرب این بندی را که شما خیلی طبیعی پذیرفتید اصلا آدم غربی تصور نمی کند که زندگی بهتر وجود داشته باشد در زمان امام زمان یک خانمی از این ور دنیا تنهایی شب یا روز برود آن ور دنیا کسی تعرضی به او نخواهد کرد احساس امنیت کامل می کند الان این را شما به یک آدم  غربی بگویید می گوید این حرف ها چیه پس خدا پلیس را برای چی خلق کرد کرده است

خواب حالا ببینیم این ها چه ارتباطی دارد با بحث ولایت می خواهیم قدم به قدم پیش برویم گفتیم ولایت یک سرپرستی همه جانبه و مطلق است یک سرپرستی فراگیر است اولین قدم برای رسیدن به حل مشکلات جامعه بشری در این نظام تسخیری داشتن یک سرپرستی مطلق و همه جانبه است .حالا چه جوری ما این سرپرستی را باید کنترل کنیم ملائکه بیایند اجن بیایند یا جمع انسان ها و فرد انسان ها باشند آن را الان بحث نداریم

باید یک قدرت مطلق بالا سر همه چیز باشد این قدرت مطلق چه ویژگی ها یی داشته باشد و از کجا آمده باشد چه ضمانتی دارد درست رفتار بکند را فعلا کار نداریم چرا این را می گوییم ؟ ضرورت طبع جریان قدرت اقتضا می کند برای اداره جامعه بشری نیازمند یک رهبری و کنترل مرکزی واحد و نظارت بر روند چرخه حیات باشیم در این نظام تسخیری

حالا این جمله یعنی چی ؟

استدلالی که آمریکایی ها الان دارند برای نظم نوین جهانی چیست؟ می گویند یک قدرت مرکزی باشد و کل عالم را کنترل کند استدلالی که پشت سر شورای امنیت است چیه ؟ استدلالی که پشت سر سازمان ملل است چیه ؟ استدلالی که پشت سر قوانین حقوقی بین المللی است چیه ؟چرا دوست دارند عالم را به نظم در بیاورند و یکپارچه چه کنند ؟

می دانید در عالم بشریت وقتی قدرت های پراکنده موجود باشند تنازع این قدرت ها خودشان بالاترین مصیبت است داستان ها تاریخ بشر را شما ملاحظه کنید تمامش جنگ بین قدرت ها ست آیا در جامع انسانی با توجه به نظام تسخیری امکان دارد که جلوی قدرت گرفتن بعضی از افراد را بگیریم ؟ آیا امکان دارد در جریان یک نظام تسخیری آدم ها قدرت پیدا نکنند ؟نه امکان ندارد اگر قدرت پیدا کنند تنازع بین این قدرت ها خودشان مهم ترین عامل بدبختی بین انسان ها نخواهد شد ؟ بله لذا فرا دست همه قدرت ها این است که  یک قدرت باشدو بتواند تمام این قدرت ها را سامان بدهد

خاصیت قدرت این است که باید جمع قدرت ها به یک قدرت فرا دست منتهی بشود که یک کنترل مرکزی بر همه قدرت ها صورت بگیرد تا نظم ایجاد بشود خاصیت خود قدرت این است نه این که خدا دستور داده است خاصیت قدرت این است که این وضعیت پدید بیاید.

این قدرت مرکزی واحد که همه قدرت ها را کنترل می کند  اسمش را ولایت می گذاریم کاری هم به ولایت خدا و طاغوت نداریم از لحاظ لغوی قرارداد می کنیم که اسم این را ولایت بگذاریم  ولایت سرپرستی مطلق و همه جانبه ، این سرپرستی مطلق و همه جانبه در حیات بشر باید باشد

آقا خیلی جاها هستند که ولایت در آن وجود ندارد؟  عزیز من اسمش را نمی آورند ولی خودش را که می آورند

آمریکا الان دارد بدون ولایت مطلقه اداره می شود؟ ولایت کشورهای غربی و سرمایه داری کی ها هستند؟ یا احزاب هستند یا سرمایه دارها این که خیلی روشن است

آیا ما می توانیم یک انسان را بر سرنوشت دیگر انسان ها حکمفرما کنیم در مقابل این سوال دو سوال پیش می آید که اولا چه حقی داریم این کار کنیم ثانیا چه دلیل دارد که فساد برطرف شود

اسکندر مقدونی بیاید حاکم شرق و غرب عالم بشود اصلا چه حقی دارد که بیاید این کار را بکند این یک بحث ، بحث دوم این است که حالا این کار را کرد فساد از بین می رود؟ خیلی از فساد قدرت ها دیگر را جلویش را بگیرد ولی فساد خودش را می تواند بگیرد

اصلا مردم چرا پادشاهان را می پذیرفتن زمان شاه خودمان چرا بعضی ها که ساده بودن پادشاهی را می پذیرفتند برای این که داخل عوام اتفاقی که می افتد می گفتند که بابا اگر یک زور گو بالا سر همه زور گو ها نباشد آن وقت ما با هزار تا زور گو طرف هستیم با یک زور گو طرف باشیم ما خودمان را تنظیم می کنیم به یکی باج می دهیم تمام شد و رفت بقیه اش را زندگی مان را می کنیم

اگر یک فردی  بر جامعه بشری حکم فرمایی کند دیکتاتوری پدید بیاید از کجا معلوم است حق را رعایت بکند؟ سوال بعدی این که از کجا حق پیدا کرده که این حکومت را داشته باشد ؟

اخیرا انسان ها راهی پیدا کرده اند که در جلسه قبل نیز در مورد آن توضیح داده ایم مربوط می شود به جوامع دموکراتیک که ادعا می کنند مردم بر این نظام تسخیری و قدرت ها حاکمیت پیدا می کنند که آن هم خیلی ساده و با تامل هم می توانید به این مطلب برسید که  نظارت بشر به صورت جمعی ممکن نیست  ، اصلا ممکن نیست نظارت که تا بعد من این را سوال کنم که آیا آدم ها حق دارند بر سرنوشت خودشان حکومت کنند یا نه؟ این اولین سوال ، سوال دوم بشر وقتی که بر سرنوشت خود حکمفرما شد بر چه منطقی می خواهد این حکومت را انجام بدهد؟ منطق اکثریت بر اقلیت درست است ؟ من باید زیر بار اکثریت بروم؟ از زیر فشار طاغوت در آمدم بیرون که یک دیکتاتوری فردی است و حالا بروم زیر بار دیکتاتوری اجتماعی. حالا چون اکثریت مردم چیزی می خواهند من که یک حقی دارم باید حرفی نزنم کی گفته این را؟  آمدیم و اکثر کشورهای جهان رای دادن که ما انرژی هسته ای نداشته باشیم تا فقیر بشویم و بمیریم ما باید این را قبول کنیم ؟ اگر اکثریت حرف غلط زدن ما باید قبول کنیم کدام منطق انسانی این را گفته است؟ بله اکثریت یک جاهایی خوب است که بخواهد یک نظمی ایجاد بکند ولی کی گفته که می تواند حقی را تعیین کند؟

حالا  اگر این حرف ها را به گوش مردم جهان برسانیم و بطلان دموکراسی برایشان ثابت بشود این جا هست که ظهور امام زمان نزدیک می شود چون در حدیثی داریم که تمام حکومت ها بطلان خودشان را اعلام می کنند تا این که دیگر حرفی برای گفتن ندارند آن وقت هست که ظهور نزدیک است

حالا واقعاً چه باید کرد با توجه به این نظام تسخیری که وجود دارد . تازه ما از جلسه بعد می خواهیم ولایت را توضیح دهیم

دوستان اگر سوال های در ذهنشان دارند و جوابی برای آن ها پیدا نمی کنند بفرمایند البته متناسب با بحث

این ها را هم اگر دوست داشتی نگاه کن !!!!