بابا نصیحتم کن - شرح نامه ی 31 نهج البلاغه + فایل صوتی

بستن


(شیخ اسماعیل رمضانی-هیات محبان الائمه علیهم السلام)


غصه ی آدم ها به اندازه ی درک آنها از واقعیت بزرگ است؛ مثلا اگر در یک جمع فرزندی به پدر خود بی احترامی کند،بچه ده ساله ناراحت می شود- خود آن پدر ناراحت می شود- یک عارف کار کشته که می فهمد این اتفاق چقدر در رشد فرد موثر است هم غصه می خورد.

آیا عمق این ناراحتی ها با هم برابر است؟

 


download


 

سخنران:حجت الاسلام شیخ اسماعیل رمضانی

 

موضوع:بابا!نصیحتم کن(شرح نامه ی 31 نهج البلاغه)


جمعه(30 دی/1390) - (26 صفرالمظفر/1433)

 

 

جلسه اول:مقدمه

 

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم-بسم الله الرحمن الرحیم-الحمد لله رب العالمین

رب اشرح لی صدری- ویسرلی امری- واحلل عقده من لسانی- یفقهوا قولی

غصه ی آدم ها به اندازه ی درک آنها از واقعیت بزرگ است؛ مثلا اگر در یک جمع فرزندی به پدر خود بی احترامی کند،بچه ده ساله ناراحت می شود- خود آن پدر ناراحت می شود- یک عارف کار کشته که می فهمد این اتفاق چقدر در رشد فرد موثر است هم غصه می خورد.

آیا عمق این ناراحتی ها با هم برابر است؟

مسلما خیر؛ زیرا درکشان متفاوت است. ظرفیت خود را از اندازه غصه هایتان بشناسید. نکته بر جسته این نامه شرایطی است که علی علیه السلام هنگام نوشتن نامه داشتند: امیر المومنین علی علیه السلام در سال 38 هجری هنگامی که در حال بازگشت از جنگ صفین بودند،نامه ای خطاب به امام حسن مجتبی علیه السلام    می نویسند. جنگ صفین جنگی بود که حضرت بعد از حدود یک سال و دو سه ماه جنگیدن و پیشرفت تا ده قدمی خیمه معاویه،در آن شکست می خورند.

مالک اشتر در حال نزدیک شدن به خیمه معاویه بود و تا به درک واصل کردن معاویه ده قدم فاصله داشت که ناگهان دشمن قرآن ها را بر فراز نیزه برد. یاران امیرالمومنین که تحت تاثیر این حربه ی تبلیغاتی دشمن قرار گرفته بودند،بر علیه حضرت موضع گیری کردند؛شمشیر بر گردن مبارک حضرت نهادند و گفتند:ای علی،باید از جنگ دست بکشی و به مالک فرمان بدهی که برگردد! حضرت پس از مقاومت و نصیحت،وقتی بی فکری و اصرار آنان را دید،به مالک دستور دادند که برگردد. اینگونه بود که جنگ صفین به پایان رسید.

علی علیه السلام با درک عمیقِ خود از این اتفاق،غصه ی اثرات این اتفاق را می خورند. اتفاقی که،سبب تغییر کل بشر،تا آخر تاریخ می شود- غصه ی اثراتی که این اتفاق روی رشد افراد وسیر الی الله آنها دارد را می خورند. پس از اتمام جنگ صفین حضرت،بالای منبر آرزوی مرگ می کردند؛می فرمود از مردم خسته شده اند-روی منبر با سیلی به صورت خود می زدنند. حتی از فرط ناراحتی شکایت خود را نزد رسول الله صلوات الله علیه می برد.(شما هم شکایت خود را به محضر امام زمان ببرید؛اهل شکایت پیش مردم نباشید.)

اما نکته ی اول:

آیا تا به حال برای خانواده ی خود نامه نوشته اید؟آیا به قدری یکدیگر را دوست داریم که برای هم نامه بنویسیم؟! به مادرتان نامه نوشته اید؟ به پدرتان نامه نوشته اید؟ به برادرتان چطور؟! به خواهرتان چطور؟! و همینطور به همسرتان و به دوستانتان و...

نکته ای که از همین جا می گویم این است که:به نیت شباهت به امیرالمومنین علیه السلام برای هم نامه بنویسید؛باهم حرف بزنید،نامه بنویسید.در نوشته هایتان عطوفت به خرج دهید. در این نامه حضرت سیزده مرتبه لفظ(بُنَیَّ)را به کار می برد؛بنی یعنی:عزیز دلم-پسرکم! در جای دیگری از نامه فرموده اند:آنقدر تو را دوست دارم که اگر تو بمیری انگار که من مرده ام.


حالا شما چند بار برای خانواده ی خود نامه نوشته اید؟

!عامل طلاق در ایران دو موضوع است:

1-مسائل زناشویی     2- خانواده ها نمی توانند با هم صحبت کنند

تا به حال نامه ی امام خمینی رحمه الله علیه برای همسرشان را خوانده اید؟

حضرت امام در نامه ی خود اینگونه می نویسند که:

اینجا اصلا بدون تو صفا ندارد!

کاری که در آن اثری از امام زمان وجود نداشته باشدخطرناک است،حتی اگر اخلاق باشد.

اخلاق بدون امام کار را خراب می کند؛خوارج نماز بدون علی خواندند و بیمارتر شدند.به خاطر همین گفتم که به خاطر شباهت به امام نامه بنویسید.حتی احساساتی که شاید در شما ضعیف است را قوی جلوه دهید؛حتی به خاطر چاپلوسی برای خانواده بنویسید که عاشقشان هستید!برای اهل خود ارزش قائل باشید.

رابطه تان با خانواده اینگونه نباشد که:

هرگز حدیث حاضرِ غائب شنیده ای؟                        من در میان جمع و دلم جای دیگر است...

نکته ی دوم:

آیا من مخاطب مولا هستم؟حضرت نامه ای برای فرزندشان نوشته اند؛چطور برای خود این تفکر را ایجاد کنم که من هم مخاطب نامه هستم؟

1-شما چطور خودتان را مخاطب قرآن می دانید-در حالی که لقمان پسرش را نصیحت می کند؟خب!علی علیه السلام هم قرآن ناطق است؛همانگونه خودمان را مخاطب فرمایشاتش بدانیم...

وقتی مشغول خواندن قرآن می شوید،چطور قرآن می خوانید؟مثلا در سوره لقمان،ایشان به فرزند خود نصیحت می کنند.شما بی تفاوت قرآن می خوانید؟!خدا این آیات را مخصوصا برای ما فرستاده که این نصایح را به عمل تبدیل کنیم.

قرآن برای هرکس مخصوص او نازل شده.

وقتی که آیات مربوط به غیبت را میخوانی باید خودت را جای یک شخص مغتاب (غیبت کننده) بگذاری تا آیات در تو اثر کند!یکی از آفات خواندن کتب الهی این است که خودت را مخاطب آن قرار ندهی... . وقتی که آیات مربوط به غیبت را می خوانی باید حس یک غیبت کننده را داشته باشی؛وقتی سوره لقمان را می خوانی باید حس فرزندِ جناب لقمان علیه السلام را داشته باشی.

امیرالمومنین علی علیه السلام می فرمایند:هِمَةُ السُّفَهاء الرِوایَه-انسان احمق فقط به دنبال جمع کردن روایت است_هِمَةُ العُقَلاء الدِّرایَه- اما همت عاقل در خوردن مطلب و نوش جان کردن آن است.

2-امام در این نامه مشخصاتی را برای مخاطب نامه ذکر می کند که من وتو بنشینیم فکر کنیم؛می بینیم که کاملا مشخصات ما ذکر شده-پس چرا ما خودمان را مخاطب نامه ندانیم؟

اسیرالموت:کسی که گرفتار مرگ است-خلیفه الاموات:جا نشین مردگان... - کسی که قدم بر راه گذشتگان خوش می گذارد-کسی که همیشه در معرض بلا قرار می گیرد.آیا اینها خصوصیات یک جوان نیست؟! وقتی حضرت مشخصات ما را صدا می کند،چرا ما خودمان را مخاطب نامه ندانیم؟!

(ذکر مصیبت- بازگشت اسرای ابا عبدالله الحسین ارواحنا لهم الفدا...)

پایان جلسه اول...

[ هیأت محبان الائمه ]-مسجد جامع حضرت علی بن موسی الرضا

با تشکر از وبلاگ : هیات محبان الائمه علیهم السلام


download